محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
609
تحفه خانى ( فارسى )
[ 223 ] مقاله در بيان جمره و نار فارسى و ببايد دانست كه جمره بثره اكّاله كه موجب نفطه و قرحه درو باشد بر آن اطلاق مىكند به آن بثره كه از جنس نمله است كه درو سعى و نقطه باشد و ماده صفرا قليل التعفن است و بثور و جمره را تخصيص به بثره مىكند كه موجب احتراق جلد مىباشد و بىرطوبت باشد . . . غليظ درو بسيار و عارض باشد و بثرهاش بحسب نخود قليل باشد و علاج او اولا فصد است و اخراج خون به قدر قوت و طاقت و استفراغ صفرا و سودا خصوصا در جمره و گاه چنانست كه درين علاج اجزا ماده بآلات موضوعه از براى همين غرض از نفس عضو مىكند و خصوصا در جمره و ادويه موضعيه از اضمده و اطليه بايد كه شديد التبريد نباشد تا ماده محتبس نشود و مدفوع را بدين سبب طبيعت بجانب باطن دفع نكند زيرا كه اين ماده ستمست و صب است و بايد كه شديد القبض نيز نباشد تا اعانت برجوع ماده بجانب داخل نكند و اين نيز موجب تاثير ستمست در باطن و قوى التحليل نيز مىبايد نباشد كه موجب زيادتى كيفيت ماده باشد و اين نيز نيك نيست و از چيزهاى نيك تدبير آنست كه انار ترش با پوست در سركه طبخ كرده مهرّا ساخته بر اين عضو ماؤف بايد نهاد و بعض به سركه طبخ كرده نيز برين بثرات ضماد كردن نافع است و برگ زوف و عدس و نانى كه جريش باشد و مراد نان بسيار سبوس است مجموع كوفته و طبخ كرده برين بثرات بايد نهاد و مقادير ادويه مذكوره امر تخمينى است و وابسته عدس معالج است از هريك قدرى كه صواب داند اختيار كند و ترتيب داده استعمال نمايد .